• اگر می‌خواهی حق را بشناسی نمی‌توانی بگویی چون فلانی این حرف را زده است پس حق است. شما باید حق را بشناسید و بعد افراد را از روی حق بشناسید. ما دو جریان داریم؛ یکی شناختن حق از روی اشخاص که البته باطل است و دیگری شناختن اشخاص از روی حق که این حق است.

• یک وقتی آقای ری‌شهری، آیین‌‌نامه دادگاه ویژه روحانیت را نوشته بود. آقای یزدی هم رئیس قوه‌قضاییه بود. طبیعتا او می‌خواست این دادگاه‌ها زیر نظر خودش باشد اما آنها هم می‌خواستند مستقل باشند.

• آقای ری‌شهری، این آیین‌نامه را با عنوان قانون دادگاه‌های ویژه روحانیت تهیه کرد و پیش رهبری برد و ایشان هم پای آن را امضا کرد. آقای یزدی اشکال گرفت و گفت طبق قانون اساسی، فقط مجلس می‌تواند قانون وضع کند. آیا رهبری باید در این حال بگوید که ما فراتر از قانونیم؟ خیر. ایشان چنین حرفی نزد بلکه وقتی متوجه شد اشکال دارد، گفت من حرفم را پس می‌گیرم.

• اما در حوادث اخیر، این افراد نمی‌خواهند حرفشان را پس بگیرند و تصور می‌کنند مردی این است که بگویند حرفشان یکی است. اما مردی این است که وقتی حرفی را زدی و بعد متوجه شدی اشتباه بود، رسما و علنا بیایی و بگویی که اشتباه کردی. این بزرگ‌ترین مردانگی است.