به هيچ‌وجه صلاح نمي‌دانم كه از كلمه شكست براي اصولگرايي و اصولگرايان واقعي استفاده شود. اصولگرايي نبايد صرفا به مثابه يك جريان سياسي ديده شود كه با نتيجه انتخابات سرنوشت آن بالا و پايين شود، ضمن اينكه هنوز هم براي من معلوم نشده كه جناج مخالف اصولگرايي پيروز انتخابات شده باشد. گفتمان اصولگرايي نه تنها شكست نخورده بلكه به خاطر پيشينه‌اي كه دارد مي‌تواند يك بازسازي در خود ايجاد كرده و دوباره با پشتوانه قدرت مدني و با فراگيري بيشتر به عرصه قدرت رسمي بازگردد.

گفتمان اصولگرايي گفتمان جامعي است كه در پيوند با منظومه تمام عيار انقلاب اسلامي مي‌تواند عطش جامعه را سيراب كند. اما اگر منظور ما از شكست،كليت اين گفتمان نباشد و افراد و شاخه‌ها و شعبات عيني و انضمامي منتسب به اين گفتمان مد نظر باشد، آنگاه صورت مسئله فرق خواهد كرد و در واقع موضوع ما ظهور و افول جريانات منتسب به اصولگرايي و مسئله ما آسيب‌شناسي اين جريانات خواهد بود. در اين انتخابات،با كنار رفتن آقاي عارف، فضاي انتخابات قطبي شد. عقل سياسي حكم مي‌كرد كه اصولگرايان نيز فضا را قطبي كنند، اما چنين كاري انجام نشد. كساني كه در 8 سال گذشته مويد سياست‌هاي دولت بودند، از عوامل اصلي عدم ائتلاف هستند. افرادي كه به نام اصولگرا آمده بودند و به نفع ديگري كنار نرفتند، همان كساني بودند كه در طول 8 سال گذشته، سياست‌هاي دولت را تاييد مي‌كردند. اين افراد همان كساني بودند كه در ابتدا مخالف منتقدان دولت بودند و اين اواخر خودشان نيز به جمع منتقدان پيوستند و موافقت خودشان با دولت را به مخالفت و مخالفت با منتقدان را به همنوايي تبديل كردند. به عبارت ديگر جريان اصولگرايي دو بار و از سوي جرياناتي واحد ضربه خورد، يكبار با سكوت و تطهير سياست‌هاي ناموجه دولت مستقر و يكبار هم با عدم ائتلاف و و ايجاد انشقاق در جبهه اصولگرايي. در اين ماجرا دو گروه سهيم بودند. به نظر من علت اصلي ناكامي جريان به‌اصطلاح اصولگرايي، عدم ائتلاف و پايبندي به عهد افراد بود. موضع‌گيري افرادي كه در آستانه انتخابات به نقد عملكردهاي دولت پرداختند، در طول 8 سال گذشته موجود است و به‌راحتي مي‌توان ديد برخي را كه در آن زمان نان به نرخ روز خوردند. يك طرف ديگر اين ماجرا هم كساني بودند كه حاميان اصلي ايدئولوژيك دولت به حساب مي‌آمدند. درك‌هاي غلط از انقلاب اسلامي، درك‌هاي غلط از امام زمان(عج) و بي‌توجه به حقوق مردم از جمله رفتارهاي اين طيف در حمايت از دولت بود. اين طايفه هم نهايتا ائتلاف نكرد و با اختلاف افكني سبب بروز اين اتفاقات شد. من حرفم اين است كه چرا اين افراد به نام اصولگرايي به اين جريان آسيب وارد كرده و مي‌كنند كه امروز همه جا بحث شكست اصولگرايان مطرح شود. سره از ناسره بايد مي‌شد، كه شد. مردم آنهايي كه پايبند به ارزش‌هاي امام و انقلاب بودند را شناختند، متوهمان و تفرقه‌افكنان را شناختند و كساني هم كه نان به نرخ روز خوران حرفه‌اي‌اند را بيشتر خواهند شناخت. اين نان به نرخ روزخوران در دولت آينده نيز حضور خواهند داشت. حتي افرادي از دولت دهم را نيز به‌گونه‌اي در دولت يازدهم خواهيم ديد.