اگر نخواهیم به ارزشهای دینی و انقلابی توجه کنیم که البته باید به آن توجه کرد، از زوایه عقل سیاسی چنین تعاملی یک ضرورت است.
باید دانست که همواره در غیاب عقل، عدل و اعتدال، افراط، تفریط و تندرویها زمینه بروز پیدا میکند و در بستر چنین ناهنجاری سیاسی، فرصتطلبان و دشمن برای نفوذ مجال مییابند.
درحال حاضر به وضوح در حال دیدن سرپنجه جریانهای انحرافی و حتی مشکوک نفوذگر خارجی هستیم و به هیچ وجه نمیشود پذیرفت جریان افراطی که به تخریب شخصیتهایی که هر کدامشان سرمایه انقلابی و رکن اعتماد عمومی مردم و یاران انقلاب و امام بودند میپردازد، در بستر افراط به راه خود ادامه دهد.
امروز هم در حوزه اندیشه شاهد هستیم که این افراطیگری فرصتی را پیش آورده تا جریانهای انحرافی که در گذشته در انزوا بودند، به وضوح اندیشههای غلط و مردمستیز خود را مطرح میکنند و تفسیر وارونهای از امام، اندیشه ایشان، ولایت فقیه، حوزه اختیارات و آزادیهای مردم ارائه میدهند و نتیجه هم این میشود که از اسلام و حکومت دینی تصویری وحشتناک ارائه میشود.فوج فوج جوانان ما را با رفتار و گفتار افراطگرایانه نسبت به اصل حکومت دینی و دخالت دین در قلمرو سیاست با سوال مواجه میکنند و میتوان گفت اینها همه ثمرات تلخ میدانداری جریانات افراطی است.
همه اصلاحطلبانی که ریشه و اساس انقلابی دارند و اکثریت هم هستند و به منافع ملی، آینده کشور و اندیشه امام معتقد و پایبند هستند و به منافع مردم فکر میکنند، خوشحال خواهند شد که دو جریان درون نظام در عمل بتوانند برای خدمت به مردم به یکدیگر نزدیک شوند. البته چنین نزدیکی هرگز به معنی دست کشیدن این افراد از مبانی اندیشهای خود نخواهد بود.
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 13:31 توسط بهنام صارمی
|