وی با بیان اینکه هر دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا نقاط قوت و ضعفی دارند در مورد نقاط قوت و ضعف جریان اصلاح‌طلب گفت: جریان اصلاح‌طلبی روی مسأله آزادی بیان و اندیشه تاکید فراوان و خوبی دارد و از طرفی بر حفظ سایر ارزش‌ها تاکید لازم را ندارد و شاید بتوانیم بگوییم ارزش بیش از حدی برای آزادی‌های اجتماعی قائل شده و مرزی میان آزادی اجتماعی وبی‌بندوباری را مشخص و روشن نمی‌کند. 

نماینده اصولگرای مجلس بی‌توجهی اصولگرایان به مسأله آزادی بیان را در نقاط ضعف جریان اصولگرا دانست و گفت: اکثریت اصولگرایان توجه کافی به مسأله آزادی بیان ندارند و هر تعداد روزنامه هم که توقیف شود برایشان امری عادی است و هیچ اعتراضی از طرف آنها صورت نمی‌گیرد و یا مسأله برداشت از ولایت فقیه که میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان دوگونه است. 

وی با اشاره به نظریه شهید مطهری در خصوص ولایت فقیه و بیان اینکه هر دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا ادعا می‌کنند که پیرو افکار ایشان هستند گفت: اگر آنچنان که ادعا می‌کنند پیرو اندیشه‌های شهید مطهری هستند باید ببینند که چقدر اندیشه‌هایشان با افکار مطهری مطابقت دارد و سعی کنند اصول خود را با اصول ایشان منطبق کنند. 

فرزند شهید مطهری افزود: من معتقدم که خود استاد مطهری می‌تواند حلقه وحدت و یک منشا وحدت میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان قرار بگیرد چراکه هر دو گروه ادعای پیروی از خط امام و رهبری را دارند و اینگونه می‌توان دید که بالاخره کدام گروه صادق‌تر و بر خط امام منطبق‌تر است. 

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به موضع‌گیری‌های اصلاح‌طلبانه شهید مطهری در خصوص خرافات رایج در جامعه گفت: موضع‌گیری‌های شهید مطهری هیچگاه بر اساس احساس نبوده و ایشان معتقد بودند که مصلح واقعی کسی است که به مبارزه با تحریفات و خرافات رایج در جامعه بپردازد و لذا ایشان درباره تحریفاتی که در حادثه کربلا رخ داده خیلی جدی چهار جلسه سخنرانی می‌کنند و نمونه‌هایی از این تحریفات را بیان می‌کنند چراکه معتقد بودند این وظیفه یک مسلمان است که هرگاه بدعت‌ها در دین پیدا شد بر عالم است که علم خودش را آشکار کند و اگر این کار را نکند لعنت خدا بر او باد. 

وی ادامه داد: ایشان درباره برخی از سنت‌های ملی مانند چهارشنبه‌سوری که آیا مبنای عقلی دارد یا ندارد؟ و با توجه به عقاید ما آیا یک عمل شرک‌آمیز است یا نه و اگر پدران ما این کار را انجام می‌دادند ما باید از آنها تقلید کنیم، بحث‌ها و صحبت‌هایی را در این مورد داشته‌اند و چون معتقد بودند که مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف مردم مبارزه کند برایشان مهم نبود که موقعیت اجتماعی‌شان تنزل پیدا کند. 

نمانده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: شهید مطهری کسی نبود که کاری را برای خوش‌آمد جامعه و یا خوشحال کردن عده‌ای انجام دهد و لذا موضع‌گیری‌های ایشان در دهه 40 و 50 را که مقایسه می‌کنید می‌بینید که در دهه 40 مطهری به عنوان یک روحانی اصلاح‌طلب، متجدد، روشنفکر امروزی شناخته می‌شده و کسی که درباره مساله حجاب و تحریفات حادثه کربلا کتاب نوشته و درباره اسلام و نیازهای روز بحث کرده است و در دهه 50 وقتی متوجه انحرافات فکری مجاهدین خلق می‌شود و در مقابل آنها می‌ایستد همان جوانان و دانشجویان که در دهه 40 برای سخنرانی ایشان در دانشگاه التماس می‌کردند و سرو دست می‌شکستند نسبت به ایشان موضع‌گیری می‌کنند و موج شایعات و تبلیغات و تهمت‌ها علیه ایشان شروع می‌شود و در این شرایط تنها چیزی که برای ایشان مهم بود مصلحت جامعه است. 

مطهری با بیان اینکه باید همیشه به اصول پایبند بود گفت: اگر اصلاح‌طلب هستیم، اصلاحات خودمان را بر یک مبنای شناخته شده قرار بدهیم، اگر اصولگرا هستیم اصول مورد نظرمان را که قرار است به آن پایبند باشیم مشخص کنیم. 

وی با بیان اینکه یکی از اصول مهم اصولگرایی، اصلاح‌طلبی است گفت: اصلاح‌طلبی یعنی امر به معروف و نهی از منکر و به عقیده من مرزی میان اصولگرا و اصلاح‌طلب وجود ندارد و هم اصولگرایی حتما باید اصلاح‌طلب باشد و هم اصلاح‌طلبی حتما باید اصلاحاتش را براساس یک اصولی انجام دهد. 
چون اصلاح‌طلبی بدون اصول یعنی هرج و مرج و اینکه ما بخواهیم براساس سلیقه و میل خودمان اصلاحاتی را انجام بدهیم امری موجه نیست و اصولگرایی که اصلا نخواهد اصلاح‌طلب باشد معنا ندارد. 

مطهری با بیان اینکه میان شخصیت‌های معتدل اصولگرا و شخصیت‌های معتدل اصلاح‌طلبان فاصله چندانی نیست بر مبنا قرار دادن افکار و اندیشه‌های شهید مطهری برای ایجاد وحدت میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تاکید کرد و گفت: مثلا شهید مطهری بر مسأله عدالت، آزادی بیان، آزادی تفکر و آزادی‌های اجتماعی به معنای درست خودش، مسأله استقلال فرهنگی و مکتبی، نقش زن در جامعه و اصل ولایت فقیه با برداشتی صحیح تاکید داشتند که اینها می‌تواند مبنای وحدت میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان قرار گیرد. 

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در خصوص تحلیل‌های ارائه شده پیرامون حذف جریان اصلاحات و تقسیم اصولگرایان به دو دسته و جایگزین شدن اصولگرایان معتدل به جای اصلاح‌طلبان با بیان اینکه گرچه گروهی به دنبال حذف اصلاح‌طلبان از عرصه سیاسی کشور هستند اما در میان اصولگرایان که تعداد قابل توجهی هم می‌شوند معترف به حضور اصلاح‌طلبان بوده و تعامل اصولگرایان معتدل در مجلس با اقلیت اصلاح‌طلب بسیار خوب است گفت: نظام از وجود اصلاح‌طلبان استقبال می‌کند و وجود یک گروه منتقد در برابر دولت برای حکومت یک نعمت است. اگر حکومتی منتقد جدی نداشته باشد دچار خودکامگی می‌شود و قدرت مطلق همیشه فساد می‌آورد بنابراین وجود منتقدان از جمله اصلاح‌طلبان برای جمهوری اسلامی یک نعمت است. 

وی در خصوص جایگزین شدن اصولگرایان به جای اصلاح‌طلبان گفت: حذف یک جریان و جایگزین کردن جریانی دیگر به جای آن تصمیمی نیست که کسی بتواند بگیرد و گرایش و قضاوت مردم در این مسائل مهم است و اگر اصلاح‌طلبان پایگاه اجتماعی قابل توجهی داشته باشند قابل حذف نیستند و این مسائل مربوط به روح و وجدان جامعه است و این تحول باید در جامعه صورت بگیرد. 

مطهری در خصوص عوض شدن رهبری اصلاح‌طلبان و رد صلاحیت شدن رهبران اصلاح‌طلب گفت: اگر شخصیت‌ها پایگاه اجتماعی محکمی داشته باشند نمی‌توان به راحتی آنها را رد صلاحیت کرد و رد صلاحیت کردن کسی که به شخصیت ملی تبدیل شده باشد به آسانی صورت‌پذیر نیست. 

وی با تاکید بر اینکه میان اصلاح‌طلبان معتدل و اصولگرایان معتدل فاصله زیادی نیست گفت: نیاز جامعه به این سمت می‌رود که از تندروی‌های هر دو گروه کاسته شود و احساس من این است که جامعه تشنه یک گروه سوم است، گروهی که تلفیقی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان با اصول فکری و آرمان‌های مشخص و روشن باشد. 

مطهری در خصوص بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه قدرت گفت: اگر اصلاح‌طلبان انتظار برخورد محبت‌آمیز از طرف نظام دارند باید یک گام مثبت بردارند و همانطور که به دولت انتقاد می‌کنند و می‌گویند در کجاها اشتباه کرده است، به اشتباهاتی که در مشی سیاسی آنها وجود دارد هم اعتراف کنند و بگویند که قبلا آقای موسوی هم اشتباه کرد که ادعای تقلب در انتخابات کرد و مردم را به حضور در خیابان تشویق کرد تا اینگونه احساس رعایت انصاف پیدا شود و دل‌ها به هم نزدیک‌تر شده و زمینه حضور آنها در عرصه سیاسی کشور فراهم شود. 

وی در پایان به جوانان مجمع نیروهای خط امام توصیه کرد فعالیت حزبی خود را به عنوان یک وظیفه دینی ادامه دهند و اجازه ندهند ناملایمات سیاسی موجب ناامیدی آنها شود و به تقویت مبانی فکری و اعتقادی خود بپردازند و برای هر عمل سیاسی خود یک توجیه فکری داشته باشند.