ياداشتی از احمد خورشيدي : قالیباف ؛ مرد روزهاي سخت
شفاف : " آنچه مسلم است این است که جنگ برای ما نعمت بوده " . این جمله از یادگاری های امام عزیزمان است که خدایش با امام حسین (ع) محشور گرداند .
هشت سال جنگ برای ملت ایران چندین دهه برکت به همراه داشته و خواهد داشت . زیرا مردانی در آن روزهای سخت ساخته شده اند که هم اینک حلال بسیاری از مشکلات کشور می باشند و البته می توانند باشند . بدیهی است مدیر یا فرمانده ای که خوب آموخت در زیر بارش مداوم و مستمر گلوله چگونه وظیفه اش را به سرانجام برساند ، در شرایط عادی مثل این روزها بسیار موفق تر خواهد توانست کارهای سخت را به سامان برساند .
برای همین است که فردی مثل قالیباف که در 8 سال جنگ پرروش یافته و چنگ در چنگ سختی ها به خدمت ادامه داده و بدون توجه به معضلات و موانع شکننده توانسته از عهده هر نوع کار سختی آنهم در شرایط جنگی بر آید می تواند تونل توحید که دیگران ظرف 11 سال نتوانسته بودند بیش از 5 درصد آن را عملی سازند را با موانع بسيار ظرف دو و نیم سال به سرانجام برساند و از سوی دیگر مترو را که کارآمد ترین روش حمل و نقل شهری است در صورتي كه جهت تأمین بودجه اش با حداقل مقدار نه تنها از سوی نهادی ذی ربط مساعدت نشده ، بلکه کارشکنی ها یکی پس از دیگری در مسیرش ساماندهی می گردد ، را با بیشترین پیشرفت به نتیجه برساند .
ایران امروز نیازمند دارا بودن مدیران کارهای سخت است . اموری همچون رفع بیکاری و کاهش تورم و از بین بردن فقري که هم اکنون 60 درصد جامعه ایرانی از آن رنج مي برند و اين مشكلات امروز دیگر با مدیران عادی مرتفع نمی گردد .
امروز دیگر زمانی نیست که با انجام کارهای ویترینی بتوانیم به مردم خدمت نماییم و کشور را به سرانجام برسانیم . امروز روز روی کار آمدن مدیران سخت کوشی است که حل مشکلات سخت را نیز در دستور کارشان داشته باشند . اگر مدیران عادی با تعطیلی دو یا چند روزه درصدد حل مشکل آب و برق شهرهای بزرگ بر می آیند مردان روزهای سخت می توانند و این را ثابت کرده اند که از طریق افزایش ظرفیت نیروگاهی مشکلات را مرتفع کنند .
مدیران روزهای سخت اهل به کار گیری مردان بزرگ هستند . اما مردان کارهای ساده اینگونه نیستند و با جذب افرادی از جنس خود قافیه را می بازند . مگر چقدر باید ایران ما و مردم نجیبش بوته آزمایشگاهی باشند ؟ برای امتحان کردن های مکرر و مستمری که چند بار به کار رفته و باز هم به کار می رود .
یافته های کارشناسی حاکی از این است که سوء مدیریت باعث کاهش 60 درصدی بهره وری است . یعنی همان فرمول ساده ای که هر ایرانی به خوبی آن را در زندگی اش لمس نموده و تاوان آن را نیز پرداخته و می پردازد .
حال چنین وضعیتی اگر اصلاح شود چه بهبودی هایی در زندگی مردم ما به وجود خواهد آمد آیا راه کار این نیست که مردان بزرگ و آنهایی که سال ها و سال ها آزمون های سخت را یکی پس از دیگری با نمرات خوب پس داده اند با مصادر امور بنشینند ؟آنهایی که تعدادشان کم نیست و هم اکنون پر انرژی و با انگیزه منتظرند تا کاری به آنها واگذار شود تا شاهکارهای زمان جهاد را در این صحنه نیز با ضریب بیشتری به نمایش بگذارند.
کدام کشور و کدام مردم به خود چنین جفایی می کنند که ما می کنیم ؟ چه کسی می گوید معظل اقتصاد ایران حل شدنی نیست ؟ مگر در سایر کشورها از همسایه ها گرفته تا دور دست ها ندیدیم که چگونه در زمان 4 یا 5 ساله ای معظلات بزرگ خود را مرتفع ساخته و مردم خود را از فقر به غنا می رسانند ؟ مگر در کشور 180 میلیون نفری برزیل که تا 5 سال قبل در فقر غوطه ور بود و تورمی 38 درصدی و بیکاری دو رقمی وحشتناک را تجربه می کرد به دست مدیری توانا چون هنریک میلز رئیس بانک مرکزی اش و با حمایت عاقلانه رئیس جمهورش نتوانست برزیل را از انتهای جدول اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین به صدر جدول برساند ؟ مگر ذخیره ارزی برزیل از 40 میلیون دلار به 160 میلیارد دلار ، تورم 38 درصدی به 8 درصد ،بیکاری به 11 درصد و سود بانکی از 28 درصد به 13 درصد کاهش نیافت ؟ مگر در حالیکه صادرات غیر نفتی کشورمان 5 میلیارد دلار بود در همین صادرات مالزی 100 میلیارد نشد ؟ چرا و چگونه ؟ مگر سد دز يكي از يكي از بزرگترين سد هاي نيروگاههاي خاور ميانه نيست( مدل راسكازوف پدر سد سازي جهان)كه توسط عده اي سرباز ساخته شد كه از جنگ برگشتند و به آباداني كشورشان همت گماشتند.
مراد راقم اين نيست كه توانمندي فرزندان جهادي كشور را به رخ بكشاند بلكه حرف ما اين است كه اگر در ايران مشكلات و معضلاتي ديده مي شود كه غير قابل انكار و اجتناب است ، مديران توانمندي هم در اين سرزمين وجود دارند و زياد هم وجود دارند . امكانات هم وجود دارد اما مردان سخت را لازم داريم كه در مصادر بالاتر تكيه زده و مردان كار را به مسئوليت ها بگمارند وگرنه انرژي و توانمندي كه بلا استفاده باشد هيچ فرقي با فقدانش نيست .
اين مقاله مختصر را نوشتم تا از خدمات مدير توانايي چون قاليباف تشكر کرده باشم و بگويم كه قاليباف هاي فراواني در اين مرز و بوم وجود دارند كه متاسفانه بلااثر مانده اند زيرا كه آنها براي خدمت به ميدان فراخوانده نمي شوند.واقعيت اين است كه راه كار حل مشكلات كشور در درون همين كشور فراوان فراوانند اما ...
متاسفانه قاليباف نه تنها از سوي دولت كه همه دارييها را در اختيار داشت و مسئوليت قانوني نيز دارد حمايت نمي شود بلكه از هر گونه كارشكني نيز در مسئوليت او مضايقه نمي شود و آمارهاي غلطي كه در رابطه با مساعدتهاي دولتي مطرح مي شود قلب هر صاحب وجداني را مي سوزاند كه دروغ بودن آن ثابت شود.
ما از شهردار پايتخت كشورمان متشكريم كه نه تنها مقابله به مثل نمي كند ، بلكه بدون كوچكترين توجهي به كار خود ادامه مي دهد . درست مثل زمان جنگ كه بچه ها وقت خود را صرف درگيري ها نمي كردند . راستي اگر قاليباف نيز مصمم مي شد كه مقابل به مثل كند و ضعيت مردم تهران چگونه مي شد؟ما اين دلسوزي و فداكاري را مي ستاييم اما انتظار نيز نيست كه كارشكني هاي مرموزانه به سمع و نظر مردم نرسد. گر چه مردم ما فهيمند و ثابت كرده اند كه ضمن درك واقعيتها وفادار نيز هستند . مردم ما قدر اين انسانهاي خدوم و بي تكلف را مي دانند و پروردگارمان نيز شاهد و ناظر است که راقم در صد نيست شهردار تهران را به درگيريهاي خرد كننده و خانه خراب كن تشويق نمايد. اما گاهي بيان بعضي واقعيت هاخالي از سود نيست. به عنوان مثال كدام كارشناس نميداند كه مترو كار آمد تر و كم هزينه تر از منوريل است اما دعواي وقت و انرِِژي اتلاف كني كه بعضي براي قاليباف به راه انداخته اند ،با چه هدفي دنبال مي شود؟كدام خانواده شهيدي يافت مي شود كه عملكرد داوطلبانه شهرداري تهران نست به بازسازي قبور مقدس شهداي بهشت زهرا را نستايد و آدم جمع كرده و بي تقوايي به خرج دهد و به شهردار تهران بد و بيراه بگويد كه چرا اقدام به تخريب قبور شهدا كرده است؟
آيا مديران پشت صحنه اينگونه ناجوانمردي ها نمي تواستند در بين آن عده انگشت شمار كه بدين منظور جلوي ساختمان شهرداري اعزام داشتند ،چند تا برادر شهيد را نيز قاطي كنند؟ گر چه خورشيد همواره زير ابر نخواهد ماند اما از صبر و حوصله اين فرمانده مدبر در خدمت صادقانه اش قدرداني كرده و شهادت را كه آرزوي ديرينه اش هست براي اين عزيز خواهانيم.
چرا كه قاليباف الگوي مديرت كارآمد ايراني و انقلابي يعني مديريتي كه كارهاي سخت را در دستور داشته و به نظرات كارشناسان اهميت مي دهد و توانسته عقلانيت و دلسوزي و كارداني و سختكوشي فكورانه را به نمايش بگذارد .شهرداري تهران در زمان قاليباف بهترين مديريت را در نيم قرن گذشته داشته كه بدون كوچكترين وقت كشي و دخالت در درگيريهاي كشنده آنچنان مشغول كار خود شده كه گويي هيچ كارشكني و توطئه اي عليه او سازماندهي و اجرا نمي شود.او اولين شهردار پايتخت است كه هزينه بدون سند نداشته درحاليكه بودجه شهرداري را نسبت به دور قبل 4برابر (نه 4درصد)رسانيده است . 113سازمان و شركت بزرگ و پر عيب و ايراد و ولنگار را به زيبايي سازمان دهي و با حساب و كتاب كرده چرا كه بعضي لازم داشتند در شهرداري مجموعه هاي وابسته بدون حساب و كتاب باشند. اما اين مدير اهل كارهاي سخت صداقت و درستي را 31 سال است كه به طور جوهري و ذاتي به همراه دارد و شك نكنيد چون فرايند كاري دكتر طوري بوده كه به ظاهر بايد شهيد شده باشد اما زنده ماندنش كه قطعا خودش در آن نقشي نداشته كار ديگري بوده و حكمتي بالاتر را دارست همانگونه كه خط مانيتور نبض قلب معظم رهبري در زمان ترور و مجروح شدن حداقل دو بار مستقيم شد ، اما خداوند اين عزيز دردانه را برگرداند تا ايران بدون ياور دلسوز و دانا نماند و ايران قرباني اهداف پليديان عالم نگردد.
اکنون نیز کارشکنان بدانند قاليباف همچنان سربلند و مقاوم و سخت كوش مي ماند و اراده خودش نيز در اين ماندن ذره اي نقش ندارد . چرا كه اخلاق و انگيزه اش را خوب مي دانيم مثل كف دست.
هشت سال جنگ برای ملت ایران چندین دهه برکت به همراه داشته و خواهد داشت . زیرا مردانی در آن روزهای سخت ساخته شده اند که هم اینک حلال بسیاری از مشکلات کشور می باشند و البته می توانند باشند . بدیهی است مدیر یا فرمانده ای که خوب آموخت در زیر بارش مداوم و مستمر گلوله چگونه وظیفه اش را به سرانجام برساند ، در شرایط عادی مثل این روزها بسیار موفق تر خواهد توانست کارهای سخت را به سامان برساند .
برای همین است که فردی مثل قالیباف که در 8 سال جنگ پرروش یافته و چنگ در چنگ سختی ها به خدمت ادامه داده و بدون توجه به معضلات و موانع شکننده توانسته از عهده هر نوع کار سختی آنهم در شرایط جنگی بر آید می تواند تونل توحید که دیگران ظرف 11 سال نتوانسته بودند بیش از 5 درصد آن را عملی سازند را با موانع بسيار ظرف دو و نیم سال به سرانجام برساند و از سوی دیگر مترو را که کارآمد ترین روش حمل و نقل شهری است در صورتي كه جهت تأمین بودجه اش با حداقل مقدار نه تنها از سوی نهادی ذی ربط مساعدت نشده ، بلکه کارشکنی ها یکی پس از دیگری در مسیرش ساماندهی می گردد ، را با بیشترین پیشرفت به نتیجه برساند .
ایران امروز نیازمند دارا بودن مدیران کارهای سخت است . اموری همچون رفع بیکاری و کاهش تورم و از بین بردن فقري که هم اکنون 60 درصد جامعه ایرانی از آن رنج مي برند و اين مشكلات امروز دیگر با مدیران عادی مرتفع نمی گردد .
امروز دیگر زمانی نیست که با انجام کارهای ویترینی بتوانیم به مردم خدمت نماییم و کشور را به سرانجام برسانیم . امروز روز روی کار آمدن مدیران سخت کوشی است که حل مشکلات سخت را نیز در دستور کارشان داشته باشند . اگر مدیران عادی با تعطیلی دو یا چند روزه درصدد حل مشکل آب و برق شهرهای بزرگ بر می آیند مردان روزهای سخت می توانند و این را ثابت کرده اند که از طریق افزایش ظرفیت نیروگاهی مشکلات را مرتفع کنند .
مدیران روزهای سخت اهل به کار گیری مردان بزرگ هستند . اما مردان کارهای ساده اینگونه نیستند و با جذب افرادی از جنس خود قافیه را می بازند . مگر چقدر باید ایران ما و مردم نجیبش بوته آزمایشگاهی باشند ؟ برای امتحان کردن های مکرر و مستمری که چند بار به کار رفته و باز هم به کار می رود .
یافته های کارشناسی حاکی از این است که سوء مدیریت باعث کاهش 60 درصدی بهره وری است . یعنی همان فرمول ساده ای که هر ایرانی به خوبی آن را در زندگی اش لمس نموده و تاوان آن را نیز پرداخته و می پردازد .
حال چنین وضعیتی اگر اصلاح شود چه بهبودی هایی در زندگی مردم ما به وجود خواهد آمد آیا راه کار این نیست که مردان بزرگ و آنهایی که سال ها و سال ها آزمون های سخت را یکی پس از دیگری با نمرات خوب پس داده اند با مصادر امور بنشینند ؟آنهایی که تعدادشان کم نیست و هم اکنون پر انرژی و با انگیزه منتظرند تا کاری به آنها واگذار شود تا شاهکارهای زمان جهاد را در این صحنه نیز با ضریب بیشتری به نمایش بگذارند.
کدام کشور و کدام مردم به خود چنین جفایی می کنند که ما می کنیم ؟ چه کسی می گوید معظل اقتصاد ایران حل شدنی نیست ؟ مگر در سایر کشورها از همسایه ها گرفته تا دور دست ها ندیدیم که چگونه در زمان 4 یا 5 ساله ای معظلات بزرگ خود را مرتفع ساخته و مردم خود را از فقر به غنا می رسانند ؟ مگر در کشور 180 میلیون نفری برزیل که تا 5 سال قبل در فقر غوطه ور بود و تورمی 38 درصدی و بیکاری دو رقمی وحشتناک را تجربه می کرد به دست مدیری توانا چون هنریک میلز رئیس بانک مرکزی اش و با حمایت عاقلانه رئیس جمهورش نتوانست برزیل را از انتهای جدول اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین به صدر جدول برساند ؟ مگر ذخیره ارزی برزیل از 40 میلیون دلار به 160 میلیارد دلار ، تورم 38 درصدی به 8 درصد ،بیکاری به 11 درصد و سود بانکی از 28 درصد به 13 درصد کاهش نیافت ؟ مگر در حالیکه صادرات غیر نفتی کشورمان 5 میلیارد دلار بود در همین صادرات مالزی 100 میلیارد نشد ؟ چرا و چگونه ؟ مگر سد دز يكي از يكي از بزرگترين سد هاي نيروگاههاي خاور ميانه نيست( مدل راسكازوف پدر سد سازي جهان)كه توسط عده اي سرباز ساخته شد كه از جنگ برگشتند و به آباداني كشورشان همت گماشتند.
مراد راقم اين نيست كه توانمندي فرزندان جهادي كشور را به رخ بكشاند بلكه حرف ما اين است كه اگر در ايران مشكلات و معضلاتي ديده مي شود كه غير قابل انكار و اجتناب است ، مديران توانمندي هم در اين سرزمين وجود دارند و زياد هم وجود دارند . امكانات هم وجود دارد اما مردان سخت را لازم داريم كه در مصادر بالاتر تكيه زده و مردان كار را به مسئوليت ها بگمارند وگرنه انرژي و توانمندي كه بلا استفاده باشد هيچ فرقي با فقدانش نيست .
اين مقاله مختصر را نوشتم تا از خدمات مدير توانايي چون قاليباف تشكر کرده باشم و بگويم كه قاليباف هاي فراواني در اين مرز و بوم وجود دارند كه متاسفانه بلااثر مانده اند زيرا كه آنها براي خدمت به ميدان فراخوانده نمي شوند.واقعيت اين است كه راه كار حل مشكلات كشور در درون همين كشور فراوان فراوانند اما ...
متاسفانه قاليباف نه تنها از سوي دولت كه همه دارييها را در اختيار داشت و مسئوليت قانوني نيز دارد حمايت نمي شود بلكه از هر گونه كارشكني نيز در مسئوليت او مضايقه نمي شود و آمارهاي غلطي كه در رابطه با مساعدتهاي دولتي مطرح مي شود قلب هر صاحب وجداني را مي سوزاند كه دروغ بودن آن ثابت شود.
ما از شهردار پايتخت كشورمان متشكريم كه نه تنها مقابله به مثل نمي كند ، بلكه بدون كوچكترين توجهي به كار خود ادامه مي دهد . درست مثل زمان جنگ كه بچه ها وقت خود را صرف درگيري ها نمي كردند . راستي اگر قاليباف نيز مصمم مي شد كه مقابل به مثل كند و ضعيت مردم تهران چگونه مي شد؟ما اين دلسوزي و فداكاري را مي ستاييم اما انتظار نيز نيست كه كارشكني هاي مرموزانه به سمع و نظر مردم نرسد. گر چه مردم ما فهيمند و ثابت كرده اند كه ضمن درك واقعيتها وفادار نيز هستند . مردم ما قدر اين انسانهاي خدوم و بي تكلف را مي دانند و پروردگارمان نيز شاهد و ناظر است که راقم در صد نيست شهردار تهران را به درگيريهاي خرد كننده و خانه خراب كن تشويق نمايد. اما گاهي بيان بعضي واقعيت هاخالي از سود نيست. به عنوان مثال كدام كارشناس نميداند كه مترو كار آمد تر و كم هزينه تر از منوريل است اما دعواي وقت و انرِِژي اتلاف كني كه بعضي براي قاليباف به راه انداخته اند ،با چه هدفي دنبال مي شود؟كدام خانواده شهيدي يافت مي شود كه عملكرد داوطلبانه شهرداري تهران نست به بازسازي قبور مقدس شهداي بهشت زهرا را نستايد و آدم جمع كرده و بي تقوايي به خرج دهد و به شهردار تهران بد و بيراه بگويد كه چرا اقدام به تخريب قبور شهدا كرده است؟
آيا مديران پشت صحنه اينگونه ناجوانمردي ها نمي تواستند در بين آن عده انگشت شمار كه بدين منظور جلوي ساختمان شهرداري اعزام داشتند ،چند تا برادر شهيد را نيز قاطي كنند؟ گر چه خورشيد همواره زير ابر نخواهد ماند اما از صبر و حوصله اين فرمانده مدبر در خدمت صادقانه اش قدرداني كرده و شهادت را كه آرزوي ديرينه اش هست براي اين عزيز خواهانيم.
چرا كه قاليباف الگوي مديرت كارآمد ايراني و انقلابي يعني مديريتي كه كارهاي سخت را در دستور داشته و به نظرات كارشناسان اهميت مي دهد و توانسته عقلانيت و دلسوزي و كارداني و سختكوشي فكورانه را به نمايش بگذارد .شهرداري تهران در زمان قاليباف بهترين مديريت را در نيم قرن گذشته داشته كه بدون كوچكترين وقت كشي و دخالت در درگيريهاي كشنده آنچنان مشغول كار خود شده كه گويي هيچ كارشكني و توطئه اي عليه او سازماندهي و اجرا نمي شود.او اولين شهردار پايتخت است كه هزينه بدون سند نداشته درحاليكه بودجه شهرداري را نسبت به دور قبل 4برابر (نه 4درصد)رسانيده است . 113سازمان و شركت بزرگ و پر عيب و ايراد و ولنگار را به زيبايي سازمان دهي و با حساب و كتاب كرده چرا كه بعضي لازم داشتند در شهرداري مجموعه هاي وابسته بدون حساب و كتاب باشند. اما اين مدير اهل كارهاي سخت صداقت و درستي را 31 سال است كه به طور جوهري و ذاتي به همراه دارد و شك نكنيد چون فرايند كاري دكتر طوري بوده كه به ظاهر بايد شهيد شده باشد اما زنده ماندنش كه قطعا خودش در آن نقشي نداشته كار ديگري بوده و حكمتي بالاتر را دارست همانگونه كه خط مانيتور نبض قلب معظم رهبري در زمان ترور و مجروح شدن حداقل دو بار مستقيم شد ، اما خداوند اين عزيز دردانه را برگرداند تا ايران بدون ياور دلسوز و دانا نماند و ايران قرباني اهداف پليديان عالم نگردد.
اکنون نیز کارشکنان بدانند قاليباف همچنان سربلند و مقاوم و سخت كوش مي ماند و اراده خودش نيز در اين ماندن ذره اي نقش ندارد . چرا كه اخلاق و انگيزه اش را خوب مي دانيم مثل كف دست.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹ ساعت 19:35 توسط بهنام صارمی
|