مرتضی طلایی : باید نگران شبه اصولگرایان بود
طلایی مهمترین خطر پیش روی جریانهای سیاسی کشور را نه فتنهگران که «شبهاصولگرایانی» میداند که با غبارآلود کردن فضا به گفتمان نامشروع خود مشروعيت بخشیده و مردم را در شناخت حقيقت دچار سردرگمي میكنند .
بخشهایی از این مصاحبه مفصل را در در زیر میخوانید:
- اطلاق مفهوم حزب به دو جناح اصلي كشور اصولا صحيح نيست. اين دو جناح بيشتر دو جريان متفاوت تفكر در عرصه مديريت كشور هستند كه درخصوص اصول كلي نظام با يكديگر متفقالقولاند و در پيشبرد اهداف كشور، بر اين اساس نيز با يكديگر مشاركت دارند. اما نوع برداشت آنها در نحوه بكارگيري ابزارها برای رسيدن به اهداف نظام، با يكديگر تفاوت دارد.
- متأسفانه تفاوت در ابزار و انحراف در برگزيدن وسيله بهجاي هدف، چالشهايی پيرامون مفاهيم و مباني خدشه ناپذير نظام جمهوري اسلامي ايجاد کرده است.
- بين اصولگرايان واقعي كه اساس انديشه آنان را ولايتپذيري و دلبستگي به خدمت به مردم و انقلاب و كشور، شكل داده است و اصولگرايان ظاهرنمايي كه ميخواهند با نردبان قرار دادن مفاهيم ارزشي دين و سوء استفاده از فضاي ملتهب جامعه خود را ولايتپذير و وامدار نظام و انقلاب نشان دهند، باید تمايز قائل شد.
- اصولا گروههايي كه همواره سعي در ايجاد اغتشاش و ايجاد نابهساماني در عرصههاي عمومي كشور دارند تا با بر انگيختن گرد و غبار و ايجاد تفرقه و بر انگيختن احساسات سياسي مردم، به گفتمان نامشروع خود مشروعيت بخشیده و مردم را در شناخت حقيقت دچار سردرگمي كنند اصولگرا نیستند.
- سعي و تلاش «شبه اصولگرايان» در پيوند خود با مكتب اصولگرايي باعث ايجاد و شكلگيري سوء تعبيرهايي درخصوص عملكرد اين مكتب انقلابي و اسلامي شده است. ضعف عملكرد آنها در التهاب حاكم بر فضاي سياسي جامعه اين ذهنيت را ايجاد ميكند كه مكتب اصولگرايي دچار حركت معكوس و رو به عقب شده است، در حالي كه آيندهنگري و توجه به آينده بهتر و دقت در تحقق اهداف، ارزشهاي دين مبين اسلام و آرمانهاي انقلاب و امام(ره) مانع سرخوردگي و واپسزدگي نيروهاي اصيل انقلابي و مكتبي اين جريان ميشود.
- كساني كه در اين خصوص و در برابر مسائل پيش آمده بهراحتي دچار سرخوردگي ميشوند يا اصلا اصولگرا نيستند يا هنوز در الفبای اصولگرايي و ابتداي راه هستند.
- نبايد فراموش كنيم كه اغتشاشات و فتنه سياسي كه سال گذشته دامن جامعه را فرا گرفت، آزمايش بزرگي در شناخت سره از ناسره بهحساب ميآيد. نيروهاي اصيل و پيرو انقلاب در پرتو جهتگيري و نوع عمل خود در اين خصوص نشان دادند كه نبايد در برابر فتنههاي روزگار با سكوت و يا همراهي با موج فتنه ارزشهاي اصيل و ناب اسلامي و انقلابي را به كوران حوادث روزگار سپرد.
- وظيفه يك نيروي اصولگرا و متعهد در اولين مرحله شناخت و تفكيك حقيقت از فتنه است. اگر اين امكان و توان براي يك متعهد به اصولگرايي فراهم نباشد، بايد به مواضع و جهتگيريهاي وليفقيه آن جامعه پايبند باشد و بر اساس اجتهاد آن مقام، براي خود تعيين تكليف كند.
- درخصوص جريان فتنه اخير، مقام معظم رهبري به صراحت به مسئولان در موقعيتهاي مختلف هشدار دادند كه هوشياري خود و ارزشها و اهداف اسلامي و انقلابي را فداي جنجالهاي تبليغاتي عناصر ضدانقلاب و گمراهان و قدرتجويان داخل و خارج نظام نكنند. اين هوشياري و تذكرهاي مقام معظم رهبري فرصت هرگونه عذر و بهانه را از افراد و مسئولان بيتفاوت ميگيرد. لذا افرادي كه خلاف بيانات مقام معظم رهبري و اصول و ارزشهاي اسلام و انقلاب و آن معيارهايي كه در بالا ذكر كرديم موضعگيري داشتهاند، قرار دادن آنها در جبهه اصولگرايي كار شايستهاي بهحساب نميآيد.
- هر جرياني كه برخلاف مواضع رهبري و اصولگرايي اقدام به موضعگيريهاي خطرناك و فتنهساز كرده و جامعه را دچار تنش و چالش كنند. اصولا از بستر سياسي و كنش اجتماعي جامعه و نظام خارج ميشود و جايگاه خود را از دست ميدهد. بياخلاقي سياسي در عرصه عمل، فرصت انتقادهاي دلسوزانه و مبتني بر خلوص قلبي را از دلسوزان نظام ميگيرد.
- رهبر انقلاب پس از گذشت چند ماه از انتخابات و پس از نصايح و تأكيدات فراوان، فرمودند كه يك سري از افراد از كشتي نظام پياده شدهاند، بهنظر شما اين افراد و گروهها شامل چه طيفهايي ميشوند؟
- هر طيفي كه منافع فردي و و حزبي خود را مرجح بر منافع كشور و مردم و اسلام و انقلاب بداند و از هزينه كردن بيتالمال در راستاي رسيدن به قدرت و ثروت ابايي نداشته باشد، بهطور قطع مصداق اين بيان مقام معظم رهبري در خصوص پیاده شدن از کشتی انقلاب قرار ميگيرد.
- اين افراد و اشخاص و گروهها ويژگيهاي بارزي دارند كه ميتوان براساس آن به شناختي درخصوص آنها رسيد. اينها كساني هستند كه دست به بياخلاقيهاي سياسي در تخريب افراد و لكهدار كردن چهره شخصيتهاي سالم و دلسوز كشور ميزنند و براي رسيدن به منافع سياسي و گروهي و حزبي خود از پايمال كردن چهره اسلامي نظام و سلب آسايش و آرامش مردم و هدر دادن بيتالمال، ابايي ندارند.
- بهعنوان يكي از نزديكان جریان سیاسی آقای قالیباف اعتقاد ما اين است كه چه در حال و چه در آينده، ميبايست دلسوزان و ولايتمداران تمام سعي و تلاش خود را در هر سنگر و هر طيفي كه قرار دارند معطوف به اين كنند كه بسترهاي رشد و توسعه و شكوفايي جامعه و كشور را بهنحو احسن فراهم كنند.
- پرهيز از فرقهگرايي و تخريب چهره ديگران و پايبندي به اخلاق سياسي و تعهد جدي به اصل ولايت فقيه در پرتو ولايت والاي مقام معظم رهبري، با تمركز جدي در رفع نيازهاي مردم و اثبات خدمتگذاري در عمل، خط مشي است كه همه مسئولان كشور بايد داشته باشند و به آن نيز پايبند باشند.
بخشهایی از این مصاحبه مفصل را در در زیر میخوانید:
- اطلاق مفهوم حزب به دو جناح اصلي كشور اصولا صحيح نيست. اين دو جناح بيشتر دو جريان متفاوت تفكر در عرصه مديريت كشور هستند كه درخصوص اصول كلي نظام با يكديگر متفقالقولاند و در پيشبرد اهداف كشور، بر اين اساس نيز با يكديگر مشاركت دارند. اما نوع برداشت آنها در نحوه بكارگيري ابزارها برای رسيدن به اهداف نظام، با يكديگر تفاوت دارد.
- متأسفانه تفاوت در ابزار و انحراف در برگزيدن وسيله بهجاي هدف، چالشهايی پيرامون مفاهيم و مباني خدشه ناپذير نظام جمهوري اسلامي ايجاد کرده است.
- بين اصولگرايان واقعي كه اساس انديشه آنان را ولايتپذيري و دلبستگي به خدمت به مردم و انقلاب و كشور، شكل داده است و اصولگرايان ظاهرنمايي كه ميخواهند با نردبان قرار دادن مفاهيم ارزشي دين و سوء استفاده از فضاي ملتهب جامعه خود را ولايتپذير و وامدار نظام و انقلاب نشان دهند، باید تمايز قائل شد.
- اصولا گروههايي كه همواره سعي در ايجاد اغتشاش و ايجاد نابهساماني در عرصههاي عمومي كشور دارند تا با بر انگيختن گرد و غبار و ايجاد تفرقه و بر انگيختن احساسات سياسي مردم، به گفتمان نامشروع خود مشروعيت بخشیده و مردم را در شناخت حقيقت دچار سردرگمي كنند اصولگرا نیستند.
- سعي و تلاش «شبه اصولگرايان» در پيوند خود با مكتب اصولگرايي باعث ايجاد و شكلگيري سوء تعبيرهايي درخصوص عملكرد اين مكتب انقلابي و اسلامي شده است. ضعف عملكرد آنها در التهاب حاكم بر فضاي سياسي جامعه اين ذهنيت را ايجاد ميكند كه مكتب اصولگرايي دچار حركت معكوس و رو به عقب شده است، در حالي كه آيندهنگري و توجه به آينده بهتر و دقت در تحقق اهداف، ارزشهاي دين مبين اسلام و آرمانهاي انقلاب و امام(ره) مانع سرخوردگي و واپسزدگي نيروهاي اصيل انقلابي و مكتبي اين جريان ميشود.
- كساني كه در اين خصوص و در برابر مسائل پيش آمده بهراحتي دچار سرخوردگي ميشوند يا اصلا اصولگرا نيستند يا هنوز در الفبای اصولگرايي و ابتداي راه هستند.
- نبايد فراموش كنيم كه اغتشاشات و فتنه سياسي كه سال گذشته دامن جامعه را فرا گرفت، آزمايش بزرگي در شناخت سره از ناسره بهحساب ميآيد. نيروهاي اصيل و پيرو انقلاب در پرتو جهتگيري و نوع عمل خود در اين خصوص نشان دادند كه نبايد در برابر فتنههاي روزگار با سكوت و يا همراهي با موج فتنه ارزشهاي اصيل و ناب اسلامي و انقلابي را به كوران حوادث روزگار سپرد.
- وظيفه يك نيروي اصولگرا و متعهد در اولين مرحله شناخت و تفكيك حقيقت از فتنه است. اگر اين امكان و توان براي يك متعهد به اصولگرايي فراهم نباشد، بايد به مواضع و جهتگيريهاي وليفقيه آن جامعه پايبند باشد و بر اساس اجتهاد آن مقام، براي خود تعيين تكليف كند.
- درخصوص جريان فتنه اخير، مقام معظم رهبري به صراحت به مسئولان در موقعيتهاي مختلف هشدار دادند كه هوشياري خود و ارزشها و اهداف اسلامي و انقلابي را فداي جنجالهاي تبليغاتي عناصر ضدانقلاب و گمراهان و قدرتجويان داخل و خارج نظام نكنند. اين هوشياري و تذكرهاي مقام معظم رهبري فرصت هرگونه عذر و بهانه را از افراد و مسئولان بيتفاوت ميگيرد. لذا افرادي كه خلاف بيانات مقام معظم رهبري و اصول و ارزشهاي اسلام و انقلاب و آن معيارهايي كه در بالا ذكر كرديم موضعگيري داشتهاند، قرار دادن آنها در جبهه اصولگرايي كار شايستهاي بهحساب نميآيد.
- هر جرياني كه برخلاف مواضع رهبري و اصولگرايي اقدام به موضعگيريهاي خطرناك و فتنهساز كرده و جامعه را دچار تنش و چالش كنند. اصولا از بستر سياسي و كنش اجتماعي جامعه و نظام خارج ميشود و جايگاه خود را از دست ميدهد. بياخلاقي سياسي در عرصه عمل، فرصت انتقادهاي دلسوزانه و مبتني بر خلوص قلبي را از دلسوزان نظام ميگيرد.
- رهبر انقلاب پس از گذشت چند ماه از انتخابات و پس از نصايح و تأكيدات فراوان، فرمودند كه يك سري از افراد از كشتي نظام پياده شدهاند، بهنظر شما اين افراد و گروهها شامل چه طيفهايي ميشوند؟
- هر طيفي كه منافع فردي و و حزبي خود را مرجح بر منافع كشور و مردم و اسلام و انقلاب بداند و از هزينه كردن بيتالمال در راستاي رسيدن به قدرت و ثروت ابايي نداشته باشد، بهطور قطع مصداق اين بيان مقام معظم رهبري در خصوص پیاده شدن از کشتی انقلاب قرار ميگيرد.
- اين افراد و اشخاص و گروهها ويژگيهاي بارزي دارند كه ميتوان براساس آن به شناختي درخصوص آنها رسيد. اينها كساني هستند كه دست به بياخلاقيهاي سياسي در تخريب افراد و لكهدار كردن چهره شخصيتهاي سالم و دلسوز كشور ميزنند و براي رسيدن به منافع سياسي و گروهي و حزبي خود از پايمال كردن چهره اسلامي نظام و سلب آسايش و آرامش مردم و هدر دادن بيتالمال، ابايي ندارند.
- بهعنوان يكي از نزديكان جریان سیاسی آقای قالیباف اعتقاد ما اين است كه چه در حال و چه در آينده، ميبايست دلسوزان و ولايتمداران تمام سعي و تلاش خود را در هر سنگر و هر طيفي كه قرار دارند معطوف به اين كنند كه بسترهاي رشد و توسعه و شكوفايي جامعه و كشور را بهنحو احسن فراهم كنند.
- پرهيز از فرقهگرايي و تخريب چهره ديگران و پايبندي به اخلاق سياسي و تعهد جدي به اصل ولايت فقيه در پرتو ولايت والاي مقام معظم رهبري، با تمركز جدي در رفع نيازهاي مردم و اثبات خدمتگذاري در عمل، خط مشي است كه همه مسئولان كشور بايد داشته باشند و به آن نيز پايبند باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت 17:53 توسط بهنام صارمی
|