خطر ظهور جرياني خطرناک در اصولگرايان
بخشهاي مهم سخنان مهندس مرتضي نبوي را در زير ميخوانيد:
- در نظر اين طيف نقشي که روحانيت هميشه داشته و فقاهت و ولايت فقيه در طول تاريخ داشته، کماهميت بوده و اين جريان احساس استغنا ميکند از اينکه با تکيه بر روحانيت اصيل و انقلابي شيعه کار خود را به پيش ببرد.
- اعتقاد ما اين است که در زمان غيبت به سفارش خود آقا امام زمان ما بايد برويم براي رهبري جامعه و براي حفظ دينمان سراغ فقهايي که «قادر به نگهباني از نفسشان، حافظ دينشان، مخالف هواي نفس و مطيع امر خدايشان» هستند. مبناي نظريه انقلاب، ولايتفقيه است و آن نقشي که امام راحل براي روحانيت و فقاهت قائل بودند و توصيهاي که به جوانها ميکردند که از جامعه مدرسين فاصله نگيريد و با روحانيت باشيد.
- يک وقتي منافقين عدم اعتقاد خود به روحانيت را علني کردند و به مسير التقاط و انحراف رفتند و يا نهضت آزادي و اينها که برايشان مرجعيت و روحانيت مطرح نبود و گمراه شدند.
- اين را ميتوانيم بهعنوان يک نگراني از جنبه ايدئولوژيک درون جريان اصولگرا داشته باشيم و اين را بهويژه من علاقه دارم که جوانهاي اصولگراي ما خيلي مراقب و مواظب باشند که در اين دام نيفتند. اين يک جرياني است که انحرافش از حالا پيداست و مسيرش نميتواند بر صراط مستقيمي باشد که شيعه توانسته با اتکا بر آن اسلام ناب محمدي را در همه اين سالها حفظ کرده و تا به امروز برساند. اين جريان با آن حرکت اصيل سازگاري ندارد و وقتي بر ادامه آن اصرار شود، زاويهاش با انقلاب زياد شده و خداي ناکرده در يک مقطعي به مقابله ميانجامد. يعني اگر اين جريان احساس استغناي بيش از حد کند، ممکن است خداي ناکرده کارش به مقابله بکشد و اينجا بر جوانان متدين و انقلابي ما فرض است که به اين مسئله توجه داشته باشند.
- اين جريان ميگويد که ميتوان با مرجع ارتباط مستقيم گرفت و لازم نيست که آدم به مباني فقه و فقاهت اطلاع و اشراف داشته باشد و ميتواند خودش مستقيم ارتباط بگيرد. اين آدمها ميگويند که ما مستقيم با آقا امام زمان(عج) ارتباط ميگيريم و به شما راه را نشان ميدهيم. صرف مخالفت با تصدي امور اجرايي توسط روحانيت نيست و مسئله عميقتر است.
- صريحتر بفرماييد که منشا اين نگراني، شخص يا جريان خاصي است؟ حداقل آدرس آنها را بدهيد. چون اين نگراني، نگراني کوچکي نيست.
- در جريان اصولگرايي يکسري نسلهاي اوليه را داريم که در تشکلهايي بودهاند ولي بعضي از نيروها جديدا به اصولگرايان پيوستهاند و اين نسل جديد خيلي پر تحرکتر و مؤثرتر هستند و متأسفانه نسلهاي قديمي امروز کمي منفعل هستند. نسلهاي قديمي مباني دستشان هست. مخاطب من اين نسل جديد است که اتفاقا به اينها بيشتر هم علاقه دارم. چراکه اينها را بيشتر موثر ميدانم در سرنوشت انقلاب، چون نقشآفرينان انقلاب امروز اينها هستند، اينها بايد با هوشياري بيشتري به مسئله نگاه کنند و مراقب باشند که رهبري حرکاتشان به دست اين جرياني که مدعي ولايت امام زمان است منتها نه از کانالي که خود امام زمان تأکيد کردهاند که کانال فقاهت و ولايت است، نيفتد.
- من سخنان اخير جناب آقاي پناهيان را نخواندم و فقط تيتر برخي رسانهها را ديدم، ولي ميگويم شايد منظور ايشان هم که گفتند فتنه آينده با شعارهاي انقلابي و ارزشهاي اسلامي رخ ميکند، همين جرياني باشد که گفتم.
- اين جريان به خودش اجازه ميدهد به خاطر آن مشروعيتي که براي خودش دست و پا کرده بقيه اصولگرايان را کاملا طرد و انگهاي خيلي خطرناک به آنها بزند و آنها را حتي ضد انقلاب تلقي کنند. بايد مراقب باشيم، همين روزها هم شاهد نشانههايي از آنها هستيم. اين جريان حرکات تفريطي هم دارد و ارزشهاي مسلم اسلامي را مثل امر حجاب که در قرآن صراحتا به آن تأکيد شده را مورد تسامح قرار ميدهد.
- من ميخواهم هشدار بدهم که اين جريان يادش نرود که يکي از ارکان اتکا و يکي از اصليترين پشتوانههايش آيتا... مصباح يزدي بوده است و امروز اين جريان چند هشدار اساسي از ايشان دريافت کرده است. اينها نشانه است و اين جريان فکر نکند که ميتواند بدون اتکا بر جريان اصيل انقلابي روحانيت مسير خود را پيش برده و موفق شود. اين يک کژراهه جديد است که به اصطلاح ره به ترکستان ميبرد.
- اينجا نسلهاي قديميتر اصولگرا بايد به خودشان آمده و از محافظهکاري فاصله گرفته و با تأمين نيازهاي نسل جوان اصولگرا مانع از اين شوند که اين جوانان به دامن آن طيف و جريان منحرف بيافتند.
- جرياني که آقاي احمدينژاد در سطح اول سياسي آن را نمايندگي ميکند، چند مسئله را پيشرو دارد. در انتخابات آتي رياستجمهوري اين جريان ديگر نميتواند آقاي احمدينژاد را کانديدا کند. از سوي ديگر، کسي را هم ندارد که بتواند در اين سطح مطرح و معرفي کند، هر چند درباره کانديداتوري احتمالي آقاي رحيمي معاون اول رييسجمهوري صحبتهايي ميشود و اين روزها حتي گلايههايي مبني بر آغاز فعاليتهاي انتخاباتي وي مطرح ميشود اما وي را احتمالا در سطح رقباي احتمالي اصولگرا نظير آقايان قاليباف و رضايي و لاريجاني نميبيند. اين جريان موضع ضد اصلاحطلبياش خيلي قويتر از بقيه اصولگرايان بود؛ از ابتدا هم اينطور بود و حالا که تقريبا خيالش از بابت از ميدان خارج کردن اصلاحطلبان راحت شده، شايد به فکر اين است که رقباي اصولگراي آقاي رحيمي را از ميدان به در کند.
- اين جريان که براي خودش يک جايگاه ويژه نسبت به آقاي احمدينژاد قائل است؛ ميخواهد دوباره يک احساس استغنايي بکند و براي آينده، مستقل از ديگر اصولگرايان وارد عرصه رقابتهاي رياستجمهوري شود. اينکه درباره اشخاص الان بحث کنيم، خيلي زود است اما احتمال اينکه جرياني که خودش را بهطور ويژه حامي آقاي احمدينژاد ميداند احتمالا به صورت مستقل در انتخابات رياستجمهوري شرکت ميکند، وجود دارد. پس ما لااقل يک انشعاب در جريان اصولگرايان انتظار داريم ولي در عين حال بايد تدبير کنيم که اينگونه نشود.
- نميدانم اين جاي خوشبختي است يا تاسف که تجربه چند انتخابات رياست جمهوري قبلي نشان داده که براي انتخاب شدن بهعنوان رييس جمهور حتما نبايد فرد خيلي مشهور باشد و اين در انتخاب آقاي خاتمي و خود آقاي احمدينژاد ديده شد. به نظرم خيلي روي شخصيت و چهره بحث نکنيم. به نظرم بايد روي جريانها و گفتمان آنها بحث کنيم. انتخاب آقاي خاتمي و آقاي احمدينژاد هم انتخاب يک گفتمان بود نه شخص. منتها دوستان ما بايد مراقب باشند که اگر اين خدشههاي اعتقادي انحرافي غالب شود، بهشدت پايگاه ايشان را در بين مردم خراب ميکند. ما به بدنه جوان جريان اصولگرايي اعتقاد داريم که خيلي هم معتقد و متدين هستند و اينها را کاملا ميبينند و رصد ميکنند.
- نسل جوان و جديد اصولگرا که در بدنه برخي تشکلهاي قديمي اصولگرا هم حضور دارند، اينها جزو طرفداران و حاميان آقاي احمدينژاد هستند. چراکه گفتمان وي پرتحرک و انقلابي است. براي اينکه همين هم حفظ شود، آقاي احمدينژاد و دوستانشان مثل آقاي رسايي بايد يک هوشياريهايي به خرج دهند. ما نگران استمرار و توفيق اين جريان نيستيم بلکه نگران اين هستيم که آن جريان انحرافي بيايد و سوار اين جريان شود.
- بدنه جريان حامي آقاي احمدينژاد يا همه کساني که در هر جايي طرفدار آقاي احمدينژاد هستند، عمدتا جوانان پرشور و انرژيک هستند که خيلي جاها حتي از آقاي احمدينژاد هم جلوتر حرکت ميکنند. من اين را به استناد سابقه دوستي و همکاري با خيلي از اين دوستان ميگويم. اگر اين بدنه بيايد و احساس کند که براي استمرار خط فکري آقاي احمدينژاد بايد ديگران را از ميدان به در کند...
- اکثريت اين افراد، افراد متديني هستند که هم نسبت به برخي تسامحهاي فرهنگي عليرغم حمايت از آقاي احمدينژاد، منتقد و نگران هستند. ببينيد، کساني که از حضرت علي در زمان خودش عقب افتادند يا جلو زدند، همه منحرف و هلاک شدند جز کساني که ملازم و همراه حضرت امير بودند.
- اين جريان متأسفانه قائل به ولايت فقيه آنطور که امام راحل تبيين کرده و ما به آن معتقديم، نيستند. اينها ميگويند آدم ميتواند از طريق يک پيرزن بيسواد هم ارتباط برقرار کرده و نيازهاي ديني خود را تأمين کند و نيازي به روحانيت نيست. البته من يک نکتهاي را روشن کنم. اينها نبايد به معناي آن باشد که ما در مقام تضعيف آقاي احمدينژاد هستيم و نکند که اين حرفها آثار سوئي داشته باشد. در انتخابات سال گذشته من خيلي واضح از ايشان حمايت کردم و الان هم از مواضع سياست خارجي ايشان خيلي قاطعانه حمايت ميکنم؛ چراکه علاوه بر قاطعيت و شجاعت به مواضع انقلاب و رهبري خيلي نزديک است و از موضع عزت است و چنان است که امام و رهبري ميخواسته و ميخواهند. از سوي ديگر، آقاي احمدينژاد در رفع مشکلات مردم کوشاست، شبانهروزي تلاش ميکند و با مردم تماس نزديک دارد که اينها نقاط قوت ايشان است.
- اما اينها نبايد مانع از اظهار نگراني ما از اين صحبتها ورفتارهايي شود که باعث شده ايشان تا به حال چندين اخطار بگيرد، آن هم از شخصيتهايي مثل آيتا... مصباح يزدي که از پشتوانههاي اصلي روي کار آمدن اين جريان بوده است. اگر در بدنه کشور، ايشان طرفداراني دارد و يک نسل جديد از طلاب علوم ديني و نيروهاي جوان انقلابي پشت سر آقاي احمدينژاد حضور دارند، ناشي از جايگاهي است که ايشان براي احياي گفتمان انقلاب و حضرت امام دارند. لذا خود ايشان و دوستانشان بايد مراقب باشند که اين نگراني خدايناکرده تبديل به نگراني نشود که براي دولت نگرانکننده و آسيب زننده باشد.
- ما استنباط و برداشتمان اين است که ظاهرا آقاي احمدينژاد احساس خطر نميکند و ما داريم ميگوييم که بايد احساس خطر بکند. گويا متوجه اين خطر نيستند و ما به ايشان تذکر ميدهيم که اين را ببينند.